برچسب:
نویسنده: یونا کریمی
برچسب:
نویسنده: یونا کریمی
نیازمندیم به پیدا کردن دست هات .. به پیدا کردن صفحه اینستات .. نیازمندیم به نگاهات به برق چشمای غمگینت .. نیازمندیم که یباره دیگه دم پارک آب و آتش آب بازی کنیم ... نیازمندیم که تو مترو رو شونه هات بخوابیم .. نیازمندیم به دلگرمیت .. به شونه های پهن ات .. به چهارخانه های پیرهنت .. به خنکی لب هات روی گونه های خشکم نیازمندیم که یباره دیگه دیر نباشه .. دیر نرسیم .. دیر نباشیم .. از دستت ندیم ......................
برچسب:
نویسنده: یونا کریمی
برچسب:
نویسنده: یونا کریمی
داشـتم بال هایم را امتحان میکردم که تو پیدایت شد . از فکر پـرنده شدن بیرون آمدم و عاشـقت شدم.
برچسب:
نویسنده: یونا کریمی
یا نبود یا اگر هم بود عصبانی و عبوس بود
اسمش رعد و برق بود .. مهربان که میشد هیچ کلمه ای نداشتیم که صدایش بزنیم ..
برچسب:
نویسنده: یونا کریمی
برچسب:
نویسنده: یونا کریمی
برچسب:
نویسنده: یونا کریمی
کجـــایی؟
شبیه به اقامت همیشگیِ موج ها در دریا
درونِ خاطراتِ تو ایستاده ام هنوز .
کجایی؟
رسیدی به آنچه میخواستی؟
به آنکه من نبودم؟
برچسب:
نویسنده: یونا کریمی
برچسب:
نویسنده: یونا کریمی
برچسب:
نویسنده: یونا کریمی
برچسب:
نویسنده: یونا کریمی